مزدوری معنی انگلیسی prostitution واژههای انگلیسی با این معنی journeywork مزدوري، شاگردي، کارمزد mercenariness مزدوري، اجبري، پول پرستي journey-work مزدوري، شاگردي charwoman زن مزدوري که در روزکارهاي خانه را انجام، ميدهديادرچين برچين ميک