مزرعه معنی انگلیسی farm field grange hacienda land واژههای انگلیسی با این معنی finca مزرعه dry farm مزرعه ديم، ديم کاري. farm yields بازده مزرعه، بازده کشاورزي farmers مزرعه داران، زارعان farmhand کارگر مزرعه، زارع. hayfield مزرعه ي علوفه، کشتزار علوفه، يونجه زار collective farm مزرعه اشتراکي farmyard محوطه مزرعه . family farm مزرعه خانوادگي estancia مزرعه ي دامداري poor farm مزرعه اردوي کار. kibbutznik عضو مزرعه ي اشتراکي kibbutz مزرعه اشتراکي درکشوراسرائيل. dairy farm مزرعه يا کارخانه لبنيات سازي. latifundium مزرعه اي که صاحبش در شهر زندگي ميکند farm کشت زار، مزرعه، زمين croft زمين قابل کشتکاري که پيوسته بخانه اي باشد، مزرعه corn-field گندم زار، مزرعه farm-yard حياط کشت زار، حياط مزرعه rancho رجوع شود به ranch، کلبه ي کارگران مزرعه acre جريب فرنگي، زمين، مزرعه fellah فلاح، کشاورز، کارگر مزرعه grainfield کشتزار، گندم زار، مزرعه ي غلات field ميدان، زمين، صحرا