مستعمل معنی انگلیسی used well-worn worn واژههای انگلیسی با این معنی well worn مستعمل، زياد کار کرده، کهنه ghost word لغت غير مستعمل، کلمه غير مصطلح. second-hand نيمدار، مستعمل، ثانيه شمار second hand نيمدار، کارکرده، مستعمل used آشنا، معتاد، خو گرفته obsolete مهجور، متروک کهنه، غير معمول