مشتعل معنی انگلیسی ablaze afire aflame alight ardent flaming flaring واژههای انگلیسی با این معنی blazing مشتعل flaming arc قوس مشتعل glow tube لامپ مشتعل glow-discharge cold-cathode tube لامپ مشتعل glow-discharge tube لامپ مشتعل flaming discharge تخليه مشتعل igniting powder خرج مشتعل کننده، خرج چاشني neon glow lamp لامپ مشتعل نئون igniting primer چاشني مشتعل کننده igniting fuze ماسوره مشتعل کننده، کلاهک مشتعل کننده grid-glow tube لامپ مشتعل شبکه اي conflagrant سوزان، مشتعل igniter چاشني، مشتعل کننده، خرج مشتعل کننده emblaze روشن کردن، مشتعل کردن.، آتش زدن igniter train مدار آتش، مدار مشتعل کننده، مجموعه چاشني ignition cap کلاهک چاشني، کلاهک مشتعل کننده igniter pad کيسه خرج کمکي (توپخانه)، بالشتک مشتعل کننده coupling base وسيله اي که چاشني را به کلاهک يا خرج، مشتعل کننده وصل مي کند، اتصال دهنده چاشني به کلاهک lead azide آزيد سرب، (ماده مشتعل کننده فوق حساس چاشني) burning سوزان، تفتان، مشتعل aflame زبانه کش، شعله ور، مشتعل flamy زبانه کش، شعله ور، مشتعل buster بوستر، خرج ميانجي، خرج مشتعل کننده ablaze سوزان، فروزان، درخشان