دیکشنری فارسی

conflagrant

معنی فارسی

سوزان مشتعل

معنی کامل و مثال‌ها

/kǝn flā´grǝnt/adj.

شعله‌ور، مشتعل، (آتش) زبانه کش، همه‌سوز

واژه‌های دیگر با معنی «سوزان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن