دیکشنری فارسی

scorcher

UKskɔːtʃər

معنی فارسی

داغ سوزان سريع الحرکت تحريک کننده برافروزنده .

معنی کامل و مثال‌ها

/skôr´chǝr/n.

سوزاننده

(عامیانه) روز گرم، روز داغ

(کنایه یا سخن و غیره) دردآور، جگرسوز

تعریف انگلیسی

noun
  1. an extremely hot day
  2. a very hard hit ball

واژه‌های دیگر با معنی «داغ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن