دیکشنری فارسی

cicatricle

معنی فارسی

داغ نشان محل زخم.

معنی کامل و مثال‌ها

/sik´ǝ trik´ǝl/n.

(در تخم مرغ و پرندگان) صفحه‌ی زایشی (پروتوپلاسم دیسک مانندی بر سطح زرده‌ی تخم که با نطفه‌ی نرینه بارور می‌شود)

واژه‌های دیگر با معنی «داغ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن