مشروب کردن معنی انگلیسی water واژههای انگلیسی با این معنی irrigate ابياري کردن 7 مشروب کردن، اب دادن (به)، سيراب کردن slosh لجن، گل، غذاي چسبناک hocus دست انداختن، مچل کردن، شوخي عملي کردن traumatize دچار روان زخم کردن، با ضرب وجرح مشروب ساختن، معذب کردن.