دیکشنری فارسی

slosh

USslɔʃ

معنی فارسی

لجن ، گل ، غذاي چسبناک ، مشروب لزج ،

دراب چلپ وچلوپ کردن ،

خودرا بالجن وگل ولا ي الودن ، ول گشتن.

معنی کامل و مثال‌ها

/släsh/vt., vi., n.

● (آبگونه را) هم زدن، آمیختن، تکان دادن، خوب مخلوط کردن

● (آبگونه را) به مقدار زیاد به چیزی زدن، با بی‌دقتی مالیدن

● (در آب یا برفاب یاگل و لای) چلپ چلوپ کردن، هم ور آمدن

● رجوع شود به: slush

● صدای چلپ چلوپ، شلپ‌شلپ

تعریف انگلیسی

verb
  1. make a splashing sound “water was splashing on the floor” “Something ----s” “Somebody ----s PP”
  2. walk through mud or mire “We had to splosh across the wet meadow” “Somebody ----s” “Somebody ----s PP”
  3. spill or splash copiously or clumsily “slosh paint all over the walls” “Something ----s” “Somebody ----s”

مترادف‌ها

noun
Slush, sludge.

واژه‌های دیگر با معنی «لجن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن