sludge
UKslʌdʒ
USslʌdʒ
معنی فارسی
لجن لاي
معنی کامل و مثالها
/sluj/n.
● خره، لجن، گل و لای (درته آب)، غریزن، غلیزن
● یخ آب آوردهی اسفنجی، یخ ابری
● هرچیز لجن مانند: لجن باطری، (اتومبیل) روغن کهنه، روغن سوخته، (تانک فاضلاب) ته نشست، (دیگ بخار یا سماور و غیره) رسوب، فرونشست، تفاله، گل و روغن، سرباره
تعریف انگلیسی
noun
- the precipitate produced by sewage treatment
- any thick, viscous matter
مترادفها
noun
1. Slosh, slush.
2. Mud, mire.