دیکشنری فارسی

sludge

UKslʌdʒ USslʌdʒ

معنی فارسی

لجن لاي

معنی کامل و مثال‌ها

/sluj/n.

خره، لجن، گل و لای (درته آب)، غریزن، غلیزن

یخ آب آورده‌ی اسفنجی، یخ ابری

هرچیز لجن مانند: لجن باطری، (اتومبیل) روغن کهنه، روغن سوخته، (تانک فاضلاب) ته نشست، (دیگ بخار یا سماور و غیره) رسوب، فرونشست، تفاله، گل و روغن، سرباره

تعریف انگلیسی

noun
  1. the precipitate produced by sewage treatment
  2. any thick, viscous matter

مترادف‌ها

noun
1. Slosh, slush.
2. Mud, mire.

واژه‌های دیگر با معنی «لجن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن