مضایقه کردن معنی انگلیسی begrudge scrimp spare stint واژههای انگلیسی با این معنی withold دريغ داشتن، مضايقه کردن، بازداشتن begrudge حسرت (چيزيرا) خوردن، غبطه خوردن، غرولند کردن stint محدود کردن، خسيسانه دادن، با مضايقه دادن withheld دريغ داشتن، مضايقه داشتن، خودداري کردن withhold دريغ داشتن، مضايقه داشتن، خودداري کردن