معاف
معنی انگلیسی
exempt free _
واژههای انگلیسی با این معنی
- exempt معاف، ازاد، شخص معاف
- exemptible معاف، ازاد، شخص معاف
- exonerated from معاف از
- warless معاف از جنگ، بدون جنگ، بي محاربه .
- dispense with معاف شدن از، رهاشدن از، باطل شدن.
- exempt from duty معاف از خدمت
- excused list فهرست معاف ها
- scot free معاف از ماليات، بي صدمه، سالم.
- protect a player معاف از انتقال
- carded for record از خدمت صف معاف، معافيت از خدمت به خاطر ثبت در پرونده
- tax exempt معاف از ماليات.
- free of duty معاف ازحقوق گمرکي، بامعافيت ازحقوق گمرکي
- duties free معاف از حقوق گمرکي
- duty-free ازگمرک ياحقوق معاف
- duty free معاف از عوارض گمرکي
- exempt player بازيگر معاف از انجام مراحل مقدماتي به، علت سوابق او (گلف)
- excuse بخشيدن، معاف کردن، مرخص کردن
- immunize مصون ساختن، معاف کردن، ازاد کردن
- affranchize ازادکردن، معاف کردن
- post free مجاني، معاف از پول پست
- rent free بي اجاره، معاف از اجاره بها، بي سلاک
- fpa free of particular average، معاف از جبران خسارت خاص
- emeritus متقاعد، افتخارا ازخدمت معاف شده
- redshirt دانشجو را به منظور آماده سازي بيشتر يکسال، از شرکت در مسابقات معاف کردن، دانشجوي