معافیت معنی انگلیسی dispensation exemption freedom immunity license واژههای انگلیسی با این معنی exemption معافيت، ازادي tax exemption معافيت مالياتي tax remission معافيت مالياتي personal exemptions معافيت هاي شخصي exemption from taxation معافيت از ماليات venia etatis معافيت از شرط سن extra good time وقت معافيت از زندان، معافي مشروط از زندان impunity بخشودگي، معافيت، امان exonerative تبرئه اميز، متضمن معافيت immunological گفتار در جلو گيري از واگيره ناخوشي، مبحث معافيت از ناخوشي immunologist گفتار در جلو گيري از واگيره ناخوشي، مبحث معافيت از ناخوشي immunology گفتار در جلو گيري از واگيره ناخوشي، مبحث معافيت از ناخوشي legal aid معاضدت قضايي، معافيت از هزينه دادرسي، معادل judicial assistance carded for record از خدمت صف معاف، معافيت از خدمت به خاطر ثبت در پرونده enfranchise اعطاي حقوق شهري ياحق راي درانتخابات، ازادسازي، معافيت enfranchisement اعطاي حقوق شهري ياحق راي درانتخابات، ازادسازي، معافيت immune ازادي، بخشودگي، معافيت immunity ازادي، بخشودگي، معافيت franchise امتياز، حق مخصوص، معافيت ازادي franchisee امتياز، حق مخصوص، معافيت ازادي tax deduction کاهش ماليات، تخفيف مالياتي، مخارجي که معافيت مالياتي دارند privilege امتياز، حق ويژه، حق مخصوص indemnities تاوان، غرامت، جبران indemnity تاوان، غرامت، جبران