معاوضه کردن معنی انگلیسی commute exchange interchange trade واژههای انگلیسی با این معنی barter معاوضه کردن، مبادله کردن، دادوستدکالا niffer معاوضه، تهاتر، معاوضه کردن exchange معاوضه، مبادله، تبادل interchangeable باهم عوض کردني، قابل معاوضه، قابل مبادله change عوض کردن، دگرگون کردن، مبادله کردن changeability عوض کردن، دگرگون کردن، مبادله کردن