معذب معنی انگلیسی uncomfortable uneasy واژههای انگلیسی با این معنی agonise عذاب دادن، معذب ساختن، متاثر کردن traumatize دچار روان زخم کردن، با ضرب وجرح مشروب ساختن، معذب کردن. racked with pain شکنجه کردن، نسق کردن، اندامهاي (کسيرا) کشيدن torture شکنجه، عذاب، زجر torturously شکنجه، عذاب، زجر