معرف
معنی انگلیسی
reference
واژههای انگلیسی با این معنی
- identifier معرف، شناسه
- call-sign معرف
- reagent معرف
- signal letters معرف
- ship designation معرف ناو، اسم ناو
- key note معرف مايه، مايه نما
- universal identifier معرف جامع
- collective call sign معرف عمومي، معرف مشترک يکانها
- representative sample نمونه معرف
- radio call sign معرف راديويي، معرف ايستگاه راديويي
- designator code کد معرف يگان، کد تشخيص يکان
- call sign معرف راديويي، معرف
- identification code رمز معرف يکان، کد شناسايي يکان
- authentication system سيستم تعيين معرف، سيستم تعيين و اعلام نشاني
- authentication equipment وسايل تعيين معرف، وسايل تعيين نشاني
- net call sign معرف راديويي شبکه، معرف شبکه
- net authentication اعلام معرف در شبکه، معرفي ايستگاههاي شبکه
- address call sign معرف آدرس (مخابرات)، رمز آدرس
- tactical call sign معرف راديويي تاکتيکي
- option key يک کليد معرف روي بعضي از صفحات کليد
- acrophony صداي حرف اول کلماتي که معرف خود ان کلمه، باشد مانند صداي a در الف(aleph).
- agent authentication معرفي قسمت مخابره کننده، اعلام معرف مخابره کننده
- reference sheet برگ راهنما، برگ تعيين محل يکان، برگ معرف
- nonrestrictive غيرحصري، عام.، معرف نامقيد ساز