معکوس کردن معنی انگلیسی invert reverse واژههای انگلیسی با این معنی shift the rudder تغيير دادن سکان، معکوس کردن سکان back titration تيتر کردن مازاد، تيتر کردن معکوس convert برگرداندن، وارونه کردن، معکوس کردن invert برگرداندن، وارونه کردن، معکوس کردن retroact شامل گذشته شدن، عطف بماسبق کردن، عمل معکوس کردن inverted arch برگرداندن، وارونه، قلب کردن downshift دنده را از سنگين به سبکتر عوض کردن، دنده ي معکوس