inverted arch معنی فارسی برگرداندن وارونه قلب کردن معکوس کردن واژههای دیگر با معنی «برگرداندن» avert برگرداندن، گردانيدن، دفع کردن reverberate برگرداندن، منعکس کردن، برگشتن retort برگرداندن، پس دادن، ردکردن convert برگرداندن، وارونه کردن، معکوس کردن invert برگرداندن، وارونه کردن، معکوس کردن restore برگرداندن، پس دادن، بحال نخست برگرداندن reroute برگرداندن، گردانيدن، دفع کردن evert برگرداندن، پشت روکردن، واژگون کردن recurve برگرداندن، دولاکردن، برگشتن retroject برگرداندن، پس انداختن