مغازه
معنی انگلیسی
establishment salon shop store
واژههای انگلیسی با این معنی
- d. store مغازه بزرگ
- tuck shop مغازه قنادي، مغازه حلويات (معمولامجاور مدرسه).
- shoplifter دزد مغازه .
- bodega مغازه ي بقالي، شراب فروشي، ميخانه
- floor-walker راهنماي مغازه
- shopwalker راهنماي مغازه
- rotisserie مغازه خوراک پزي، چرخ دوار جهت کباب کردن مرغ.، دستگاه چرخنده اي که با آن مرغ يا گوشت را
- salesclerk فروشنده مغازه .
- wineshop مغازه شراب فروشي، باده فروشي.
- shop-lifting دزدي از مغازه ها
- stock in trade موجودي کالاي مغازه، مال التجاره، لوازم وابزار کار
- soda fountain مغازه ليموناد فروشي، شير مخصوص ليموناد و سودا.
- shopping (مغازه گردي براي) خريد
- toyshop مغازه ي اسباب بازي فروشي، بازيچه فروشي
- shoplifting دزدي از دکانها و مغازه ها، سرقت از دکانها و مغازه ها
- cantina مغازه خواربار يامشروب فروشي، خورجين.
- sales register صندوق پول يا ماشين دخل مغازه .
- botanica مغازه اي که در آن طلسم و گياهان دارويي، و غيره به فروش ميرسد .
- window shop به کالاهاي درون ويترين مغازه نگاه کردن، (بدون خريد).
- shop دکان، مغازه، کارخانه
- storekeeper انباردار، مغازه دار، دکاندار
- troglodyte غارنشين، مغازه نشين
- storefront جلو دکان، جبهه ي مغازه، جلو فروشگاه
- shopworn در دکان مانده، در مغازه مانده، خاک دکان خورده