مغایرت معنی انگلیسی clash conflict contrariety contrariness discrepancy repugnance واژههای انگلیسی با این معنی contrariness مغايرت، مخالفت، خودرايي adverseness مغايرت، مخالفت، ضديت unconstitutionality مغايرت با قانون اساسي. variance اختلاف، مغايرت، ناسازگاري mean square deviation اختلاف، مغايرت، ميزان انحراف متداول. confliction ناسازگاري، مغايرت، تصادف aversive تنفر طبيعي، ناسازگاري، مغايرت repugnance ناسازگاري، تناقض، مغايرت contrarieties مخالفت، دگرگوني، مغايرت contrariety مخالفت، دگرگوني، مغايرت otherness دگرگوني، چيز ديگر، مغايرت oxymora صنعتي، عبارت است بکاربردن يک اسم ويک صفت که باهم، مغايرت دارند oxymoron صنعتي، عبارت است بکاربردن يک اسم ويک صفت که باهم، مغايرت دارند conflict of lows تعارض قوانين، در حقوق بين الملل خصوصي مطرح مي شود و، منظور مغايرت قوانين داخلي با قوانين jarring تکاندهنده، مخالف، مغاير aversion بيزاري، تنفر، مخالفت contradiction نقض، تکذيب، رد