مقلد معنی انگلیسی ape apish echo emulator mimic imitative imitator mime واژههای انگلیسی با این معنی imitator مقلد، تقليد کننده، واگيرنده sequacious مقلد، پيرو، با ربط funny-man مقلد، مسخره، لوده diseur مقلد، هنرپيشه limitator مقلد copycat مقلد. parasympathomimetic مقلد پراهم سوهشي mimer هنرپيشه مقلد وکميک. epigone مقلد اثار ادبي و هنري. mockingbird مرغ مقلد امريکاي شمالي. Pierrot لوده، مقلد، بازيگر mime نمايش خنده دار، مقلد، تقليد parroter کسيکه چيزي را طوطي وار ياد ميگيرد، مقلد actor بازيگر، مقلد spenserian وابسته به ادموند اسپنسر و سبک شعر او، پير و يا مقلد اسپنسر، اسپنسري copier رونويس کننده، مقلد شيوه ديگران درخط يا انشا parodist کسيکه نوشته ادبي را تقليدکرده بصورت هزل، درمياورد، مقلد copyist رونويس کننده، صورت نويس، مقلد ape ميمون، بوزينه، مقلد aping ميمون، بوزينه، مقلد neo-synephrine نئوسينفرين، نام تجارتي فرآورده هاي فنيل افرين که، مقلد سمپاتيک بوده و بعنوان ضد احتقان بيني و تنگ کننده impressionist امپرسيونيست، برداشت گراي، برداشتگر zany لوده، مسخره، ادمابله mimic تقليدي، بوزينه خو، تقليد کننده