ملاقات کردن معنی انگلیسی forgather greet meet see visit واژههای انگلیسی با این معنی meet ملاقات کردن، ديدار کردن، ديدني کردن gang up ملاقات کردن، جمع شدن، گرد هم امدن. visit ديدني کردن : ملاقات کردن، زيارت کردن، عيادت کردن redezvous محل تلاقي يکانها، رانده وو، محل ملاقات rendezvous وعده گاه، آمدن گاه، ميعاد