ملزم کردن معنی انگلیسی bind compel hold obligate oblige require واژههای انگلیسی با این معنی obligate ملزم کردن obligator ملزم کردن oblige مجبور کردن، ناگزير کردن، ملزم کردن convince متقاعد کردن، اقناع کردن، ملزم کردن