منتشر
معنی انگلیسی
broadcast
واژههای انگلیسی با این معنی
- get abroad منتشر شدن، پهن شدن
- inedited منتشر نشده، نشر نشده، چاپ نشده
- diffusor منتشر کننده، پخشگر.
- distributed capacity ظرفيت منتشر
- unissued shares سهام منتشر نشده
- propagated error اشتباه منتشر شده
- reported statistics آمارهاي منتشر شده، آمار منتشره
- diffusively بطور منتشر و يا مفصل
- baite نشريه ء معتبري که در زمينه کامپيوتر منتشر، ميشود
- spreader پهن کننده، منتشر کننده، شعله پخش کن
- issuant صادر کننده، منتشر کننده، منتشر شونده .
- emitter تشعشع کننده، منتشر کننده، پس دهنده امواج
- set about حمله کردن به، منتشر ساختن
- widespread همه جا متداول، همه جا منتشر، کاملاً گسترده
- republish دوباره چاپ کردن، دوباره منتشر کردن
- reissue چاپ مجدد، دوباره منتشر کردن.
- pantropic واقع در مناطق حاره، منتشر در نواحي گرمسيري.
- pantropical واقع در مناطق حاره، منتشر در نواحي گرمسيري.
- semi weekly هفته اي دوبار (رخ دهنده)، هفته اي دوبار (منتشر شونده)
- publishable قابل انتشار، انتشارپذير، منتشر کردني
- pervade پخش شدن در، پرکردن، منتشر شدن در
- pervasively پخش شدن در، پرکردن، منتشر شدن در
- white paper کتاب سفيد، کتابي که حکومت يک کشور جهت تشريح يا، اعلام بعضي مسائل منتشر مي کند
- twelve tables الواح دوازده گانه، الواحي که در سال 450 قبل از ميلاد در رم، منتشر شد و حاوي موادي از قوانين رمي در