منتقل کردن معنی انگلیسی communicate move transfer translate transmit واژههای انگلیسی با این معنی abalienate واگذاري، منتقل کردن، پس گرفتن transfer واگذار کردن، انتقال دادن، منتقل کردن lapse vi افتادن، سقوط کردن، برگشتن go over به ان سو رفتن، گذشتن، منتقل شدن