منسوخ کردن معنی انگلیسی abolish extirpate واژههای انگلیسی با این معنی abolisher منسوخ يا موقوف کردن، برانداختن، از ميان بردن abolishes منسوخ يا موقوف کردن، برانداختن، از ميان بردن abolishing منسوخ يا موقوف کردن، برانداختن، از ميان بردن antiquate کهنه کردن، برانداختن، منسوخ کردن antiquation کهنه کردن، برانداختن، منسوخ کردن abolish برانداختن، ازميان بردن، منسوخ كردن pt down نوشتن، کنار گذاردن، خوار وخفيف کردن abrogate منسوخ، از ميان برده، ملغي