منعقد کردن معنی انگلیسی coagulate curdle واژههای انگلیسی با این معنی hemagglutinate باعث انعقاد خون شدن، منعقد کردن. conclude a contract عقد بستن، منعقد کردن عقد sit نشستن، جلسه (منعقد) کردن، قرار گرفتن custom's declaration بيانيه مشترک، سندي است که دولتي به منظور روشن کردن، خط مشي سياسي خود در موضوع خاص يا توضيح