منعکس کننده معنی انگلیسی reflective reflector واژههای انگلیسی با این معنی repercussive منعکس کننده، منعکس شونده، برگردنده abat-voix منعکس کننده صدا self reflexive منعکس کننده تصوير خود، خود پژواکي. barrel reflector منعکس کننده لوله (آينه)، منعکس کننده وضع داخل لوله deep scattering layer لايه هاي منعکس کننده عمق دريا balloon reflector بالن منعکس کننده امواج الکترونيکي، منعکس کننده امواج الکترونيکي بالن delineascope پرژکتور منعکس کننده عکس در روي يک پرده، پرژکتور اگرانديسمان عکس reverberative برگرداننده، منعکس کننده، منعکس شونده side reflector پرتوافکن کناري، منعکس کننده کناري، رفلکتور کناري thermocline ترموکلين، لايه منعکس کننده صوت در آب دريا reflective بازتاب، منعکس سازنده، صيقلي