منفجر شدن معنی انگلیسی blast burst explode fulminate wham واژههای انگلیسی با این معنی displode منفجر شدن. bursting ترکيدن، منفجر شدن، انفجار implode از داخل ترکيدن، از داخل منفجر شدن.، بندش داشتن backfire پس زدن تفنگ، منفجر شدن قبل از موقع، نتيجه معکوس گرفتن blast تندباد، انفجار، منفجر شدن