منوط معنی انگلیسی contingent واژههای انگلیسی با این معنی unlink از هم گسلاندن، جدا کردن، منوط به هم نکردن estate in remainder تملک معلق، ملک معلق، عبارت از آن است که شناسايي قانوني يک hinge لولا، بند، مفصل