مه -
معنی انگلیسی
macro-
واژههای انگلیسی با این معنی
- fog مه، تيرگي مه، تاريکي
- haze مه، مه کم، غبار
- brume مه، ابر، بخار
- foggage مه، ابهام.
- mistflower گل مه
- hazier مه دار، تيره، گرفته
- haziest مه دار، تيره، گرفته
- mistful مه دار، مه گرفته، ميغ گرفته
- smoggy مه دار، پوشيده از مه غليظ، الوده با دود.
- fog nozzle مه پاش، مه افشان (ضد حريق)
- defogger مه زدا
- fog horn بوق مه
- smog مه دود
- maharaja مه راجه، مهاراجه، مه راجا
- maharajah مه راجه، مهاراجه، مه راجا
- fogbound مه الود، مه گرفته، گرفتار مه .
- caliginous مه الود، تاريک، تيره
- moonfish مه ماهي، رجوع شود به opah
- blackdamp مه سياه
- light fog مه رقيق
- thick fog مه غليظ
- mistier مه گرفته، مه دار، نامعلوم
- mistiest مه گرفته، مه دار، نامعلوم
- misty مه گرفته، مه دار، نامعلوم