مهره ای معنی انگلیسی spinal واژههای انگلیسی با این معنی beady مهره اي، ريزوبراق، پوشيده ازدانه هاي عرق vertebral مهره اي، وابسته به فقرات insect حشره جانور بي مهره اي که از نظرجانورش ناشي، تن ان از سه بخش جداگانه wampun خر مهره اي که هنديهاي آمريکاي شمالي بجاي زر، و زيور بکار مي برند lock nut مهره اي که براي سفت نگاه داشتن مهره ديگر روي، آن ميزنند draughts بازي 22 مهره اي که امريکايي ها به آن checkers، ميگويند rachio- پيشونديست به معني > خار> < ستون مهره اي> < نخاعي<، که بکلمات ديگر ميچسبد. intervertebral واقع در ميان مهره ها، ميان مهره اي centrum مرکز بدنمهره داران، جسم مرکزي، جسم مهره . chip خرده چوب، خاشاک، ترکانيدن