مهیا معنی انگلیسی available ready up واژههای انگلیسی با این معنی short order (در رستوران) خوراکي که زود مهيا ميشود. unlimber اماده کردن، مهيا شدن.، نرمش دار کردن automat محلي که با انداختن پول در جعبه اي خوراک براي، اشخاص مهيا مي شود، دستگاه خودکاري که پس از انداختن سکه اي soil conservation حفاظت خاک، مهيا کردن خاک براي محصول بخصوصي. trierarch فرمانده ناو جنگي سه رجه، سازنده و مهيا کننده ي اين نوع کشتي readied اماده، حاضر، مهيا readier اماده، حاضر، مهيا readies اماده، حاضر، مهيا readiest اماده، حاضر، مهيا ready اماده، حاضر، مهيا prepare آماده کردن، حاضر کردن، مهيا ساختن