موجز معنی انگلیسی aphoristic brief capsule compact concise sententious succinct summary terse واژههای انگلیسی با این معنی gnomical موجز، لب، مختصر gnomic موجز، لب، مختصر succinct موجز، کوتاه، مختصر gnome سخن موجز، پند، گفته اخلافي enthymeme برهان موجز، قياس اضماري tersely بطور لب يا موجز aphoristic وابسته به موجز نويسي يا پند نويسي. terse لب، موجز، بي شاخ و برگ laconic کوتاه، موجز laconically کوتاه، موجز aphorism سخن کوتاه و لب، کلام موجز، کلمات قصار aphoristically سخن کوتاه و لب، کلام موجز، کلمات قصار summaries خلاصه، مختصر، موجز summary خلاصه، مختصر، موجز apercu خلاصه، مختصر، موجز. aphorize کلمات قصار گفتن، پند گفتن، کوتاه و موجز نوشتن. sententious لب، مغزدار، پر مغز apothegm گفتار لب و کوتاه، گفته مشهور، کلمات قصار apothegmatic گفتار لب و کوتاه، گفته مشهور، کلمات قصار apothegmatical گفتار لب و کوتاه، گفته مشهور، کلمات قصار compendious مجمل، مختصرومفيد، مختصرنويس abstractness مجزا، حواس پرت، جدا