موروثی معنی انگلیسی ancestral genetic hereditary lineal patrimonial واژههای انگلیسی با این معنی hereditary موروثي، موروث، ارثي patrimonial موروثي، ارثي inheritated error خطاي موروثي heredities انتقال موروثي، رسيدن حالات طبيعي وروحي بارث، توارث heredity انتقال موروثي، رسيدن حالات طبيعي وروحي بارث، توارث baronet بارونت (لقبي است موروثي) duke دوک :بزرگترين لقب موروثي اعيان انگليس، بعدازلقب شاهزادگان patrimonies دارايي، موروثي، ارث patrimony دارايي، موروثي، ارث linal descent وارث خط عمودي، موروثي hereditaments هر چيزي که قابل ارث گذاشتن باشد، مال موروثي، ميراث silver spoon قاشق نقره، ثروت موروثي، داراي ثروت موروثي hereditarily ازراه ارث، بطريق موروثي heritage ميراث، مال موروث، سهم موروثي lineal (واقع در خط) عمودي، پشته اي، شجره اي tradition حديث، خبر، روايت adventitious عارضي، خارج، از خارج آينده