مچ
معنی انگلیسی
smack wrist
واژههای انگلیسی با این معنی
- tsk مچ، تس، اين صدا را ايجاد کردن
- wrist مچ، سر آستين، سردست
- carpus مچ، استخوانهاي مچ
- wristlet مچ پوش، بند ساعت، دستبند
- puttee مچ پيچ، پاپيچ
- ankle support مچ بند
- wrist roller مچ بند
- bracer مچ پناه، حائل مچ، بند
- arm wrestling مچ اندازي، مسابقه نيروي بازو
- wrist wrestling مچ اندازي، مسابقه نيروي بازو
- keike مچ (کاراته)
- carpal وابسته به مچ، مچي
- ankle clonus انقباض مچ پا
- catch trial کوشش مچ گيري
- dorsiflex خم شدن مچ پا
- shacklebone استخوان مچ دست، استخوان قاپ.
- strappado تسمه ي مچ آويز، مچ آويز سازي
- carpale استخوان مچ دست، رسغ دست.
- blank experiment آزمايش مچ گيري
- wristlock مچ گير (مچ اندازي)
- flip shot ضربه با استفاده از مچ
- fly away رها کردن مچ (ژيمناستيک)
- snap pass پاس سريع با پيچش سريع مچ
- flick serve سرو تند و کوتاه با چرخش مچ