مکاتبه معنی انگلیسی communication correspondence واژههای انگلیسی با این معنی corresponsive مکاتبه اي، مرتبط، مربوط بيکديگر. postal chess شطرنج مکاتبه اي mail order business کسب و کار مکاتبه اي postalite شطرنج باز مکاتبه اي correspondence chess بازي شطرنج مکاتبه اي officialese سبک مکاتبه ي اداري و رسمي، سبک پر طمطراق interoffice مکاتبه و مراسله بين ادارات يک موسسه . correspoundence تطابق، مکاتبه، مکاتبات correspounding مطابق، مکاتبه کننده، متقابل cryptocorrespondence مکاتبات رمزي، مکاتبه به رمز communication ابلاغ :رساندن، ارتباط، مکاتبه communicatively ابلاغ :رساندن، ارتباط، مکاتبه extroverted ابلاغ :رساندن، ارتباط، مکاتبه correspound مطابق بودن، مناسب بودن، مکاتبه کردن correspondent خبرنگار، مخبر، کاغذنويس correspondence برابري، تطابق، مانندگي correspoundent مطابق، مترادف، خبرنگار corresponding برابر، مطابق، مانند communicate رساندن، ابلاغ کردن، آگاهي دادن