مکنده
معنی انگلیسی
sucker vacuum
واژههای انگلیسی با این معنی
- eductor مکنده، ادکتور
- suctorial مکنده، مکيدني
- exhauster مکنده
- haustorial مکنده .
- air ejector مکنده هوا، هواکش
- interphase transformer پيچک مکنده
- suckerfish ماهي مکنده
- suction filter صافي مکنده
- suction hose شيلنگ مکنده، لوله پلاستيکي آب مکنده
- exhaust fan بادبزن مکنده
- airbreathing missile موشک مکنده هوا
- haustellate داراي الت مکنده، مربوط به حشرات مکنده، مساعد براي مکيدن
- vaccum cleaner مکنده گرد و خاک
- surculose داراي اندام مکنده، مکشي، مکينه دار
- sucking louse شپش يا حشره مکنده
- sea chest مکنده هاي اطراف ناو، سي چست
- haustorium الت مکنده گياه انگلي.
- lygus bug انواع حشرات کوچک مکنده .
- variable inlet ورودي متغير موتور مکنده هوا
- haustellum الت مکنده حشرات يا سخت پوستان.
- variable-geometry engine موتور مکنده هواي مافوق صوت که بمنظور، افزايش راندمان نه تنها شکل و مساحت دهانه، ورودي و نازل خروجي بلکه مسير جريان داخل
- rostellum سنجاقک منقار کوچک، منقار مکنده شپش.
- sand dredger ماشين حفار، ماشين مکنده ماسه
- unstart شکست ناپايدار، انفجاري جريان صحيح هوا، داخل ورودي مافوق صوت موتور مکنده هوا که