میز
معنی انگلیسی
desk Ms or Ms table
واژههای انگلیسی با این معنی
- desk ميز، ميزنوشتن، ميزتحرير
- mensae ميز
- shopboard ميز کار، کارگاه، پيشخوان
- worktable ميز کار، جدول کار.
- circular table ميز گرد
- draw bench ميز رسم
- drawing bench ميز رسم
- chart desk ميز نقشه
- collapsible table ميز تاشو
- mays ويلي ميز
- dressing table ميز ارايش، ميز اينه دار وکشودار.
- secretaire ميز تحرير، ميزچسز نويسي خانه دار
- stickman متصدي ميز، سرپرست ميز، چوگاندار
- expansion table ميز کشابي، ميز کشويي
- battery turntable ميز باتري
- delivery table ميز تحويل
- drain table ميز قطران
- drip table ميز چکانش
- jolting table ميز لرزان
- rotary table ميز گردان
- tier table ميز کوچک.
- writing desk ميز تحرير
- insinuative اشاره ؟ميز، اشاره کننده، خود جا کن
- test bed ميز آزمايش، صفحه آزمايش