نابسامان معنی انگلیسی broken huggermugger imbroglio inchoate messy snarly untidy upside down واژههای انگلیسی با این معنی unorganized نابسامان، غير مشتکل، فاقد سازمان density independent انبوهي نابسامان haywire سيم که با آن بسته هاي کاه و علوفه ي خشک را، ميبندند، سيم کاه بندي tangly گوريده، گيردار، پر گرفتاري