نارسا معنی انگلیسی insufficient واژههای انگلیسی با این معنی inexpressive نارسا، نرساننده، مقصود unexpressive نارسا، غير حاکي، عاري از معني inaudible نارسا، شنيده نشدني، غير مسموع insufficient کم، نابسنده، نارسا inadequate نامناسب، ناکافي، نارسا inexpessive فاقد قوه فهماندن، بي اثر، بي معني incommensurate بي تناسب، ناکافي، ناپسند