نازک کردن معنی انگلیسی scale thin واژههای انگلیسی با این معنی gange باسيم نازک نگاه داري کردن blowout disc ديسک نازک فلزي براي آب بندي کردن، سيستم هاي سيالات attenuate رقيق کردن، نازک کردن، لاغر کردن tenderize ترد کردن، لطيف و نرم کردن، نازک کردن fine-draw رفوکردن، کشيدن، نازک کردن laminate تنکه کردن، ورقه کردن، چکش زدن laminator تنکه کردن، ورقه کردن، چکش زدن rubber-dam سد لاستيکي، جدار لاستيکي، ورقه اي از پلاستيک خام featheredge لبه ي باريک، پخ، تيزلبه seam درز، بخيه، داغ