نازکی
معنی انگلیسی
delicacy finesse narrowness thinness
واژههای انگلیسی با این معنی
- thinness نازکي، باريکي، لاغري
- tenderness نازکي، تردي، دلسوزي
- delicateness نازکي، لطافت، ظرافت
- gauziness نازکي، شباهت به گارس ياتنزيب، خاصيت گارسي
- tenuity نازکي، باريکي، رقت
- exility نازکي، باريکي
- fragility نازکي، تردي
- delicately به نازکي، به ظرافت، از روي نازک بيني
- d. of constitution نازکي وجود، سستي
- d. of feeling نازکي احساسات
- swizzle stick چوب نازکي براي بهم زدن مشروب.
- fibre optics انتقال دهنده نوار نازکي از نور، وسيله تفکيک ستون نور به رشته هاي نازک
- reversing layer لايه نازکي در قسمت پاييني اتمسفر خورشيد
- reed valve شيري متشکل از ورقه فولادي نازکي که جريان، يکطرفه سيال را سبب ميشود
- palnut مهره نازکي معمولا از جنس فولاد پرس شده که، بمنظور افزايش ايمني و جلوگيري از شل، شدن مهره هاي معمولي روي آنها بسته ميشود
- ink jet printer دستگاه خروجي که بوسيله پاشيده شدن لايه، نازکي از جوهر چاپ مي کند
- cross-flow دو سيال که بصورت عمود بر هم جريان دارند، و توسط ورقه نازکي از هم عايق شده اند
- delicacies ظرافت، لطافت، نازکي
- delicacy ظرافت، لطافت، نازکي
- fineness ظرافت، لطافت، زيبايي
- niceties نکته، سليقه، دقت
- nicety نکته، سليقه، دقت
- flimsiness سستي، نرمي، ناچيزي
- exquisiteness خوبي، ممتازي، دلپسندي