ناشی شدن معنی انگلیسی arise derive issue واژههای انگلیسی با این معنی alluviation رسوبات ماسه و شن ناشي از کم شدن سرعت، جريان رودخانه originate سرچشمه گرفتن، ناشي شدن، آغاز شدن origination سرچشمه گرفتن، ناشي شدن، آغاز شدن emanate صادرشدن، ناشي شدن، گرفتن altitude sickness حال به هم خوردگي در اثر ارتفاع هواپيما، مرض ناشي از زياد شدن ارتفاع هواپيما، کسالت در اثر ارتفاع زياد come امدن، رسيدن، ناشي شدن arise برخاستن، بلند شدن، رخ دادن came ميله سربي، بتونه سربي، امد germ نطفه، جرثومه، جوانه polyneuritic psychosis .= korsakoff's p، پريشان رواني يا پسيکوز پيري، زوال عقل پيري همراه با bright anneal روشني ناشي از گداختن، گداختن، ملتهب شدن