ناشیانه معنی انگلیسی amateurish crude homely inexpertly واژههای انگلیسی با این معنی misplay ناشيانه بازي کردن، بازي اشتباه bobble ناشيانه گرفتن توپ (بيس بال)، براي لحظه اي توازن را از دست دادن (اسکي، روي آب) brute force technique استفاده ناشيانه از کامپيوتر slopwork دوخته فروشي، لباس دوخته .، کار سردستي homemade وطني، ساخت ميهن، خانگي