نامطلوب معنی انگلیسی adverse undesirable unenviable unwelcom واژههای انگلیسی با این معنی unwelcome نامطلوب، ناخواسته، دلخورکننده undesirable نامطلوب، نامرغوب undesired نامطلوب، نامرغوب disafected person عنصر نامطلوب، عنصر غير قابل اعتماد undersirable inflation تورم نامطلوب aliasing اثرات بصري نامطلوب تصاوير توليد شده، کامپيوتري در نتيجه استفاده از روش هاي، نادرست نمونه برداري blade twist تغيير نامطلوب گام ملخ از ريشه تا نوک persona non grata شخص غير قابل قبول، عنصر نامطلوب unfavorable trade تجارت نامساعد، تجارت نامطلوب external diseconomies عوامل زيان آور خارجي، عوامل نامطلوب خارجي negative externalities زيانهاي خارجي، پي آمدهاي نامطلوب خارجي beastby حيوان صفت، د دخوي، نامطلوب بد bergson criterion ضابطه برگسون (دراقتصاد رفاه)، ضابطه اي که نشان ميدهد هر تغييري که، موجب کاهش مطلوبيت شود ill favored غير جذاب، بد برخورد، زشت unfavorable نامساعد، بد، مخالف jar بلوني، کوزه دهن گشاد، سبو