نامه معنی انگلیسی epistle letter missive paper petition واژههای انگلیسی با این معنی letter نامه، کاغذ، حرف missive نامه، پيغام نوشته، نامه رسمي epistle نامه، رساله، نامه منظوم epistolary نامه اي، رساله اي، درخورنامه (نويسي) post-boy نامه بر، چاپار letter missive امر نامه، اجازه نامه، ابلاغيه festschrift ياد نامه، يادبود نامه، کتاب بزرگداشت swearing formula قسم نامه، سوگند نامه swamped WITH letters غرق نامه، کاغذ پيچ road book راه نامه، راهنما bill of sale بيغ نامه deed of endowment وقف نامه deed of gift هبه نامه form letter فرم نامه Atlas نقشه نامه، کتاب جهان نما، کوه اطلسدرافريقا herbal گياه نامه، مجموعه يا کلکسيون انواع گياهان، گياهي letter de chancellerie نامه رسمي، نامه اي است که در مناسبات مهم جهاني، مورد استفاده قرار مي گيرد monodies ماتم نامه، مرثيه، نوحه monody ماتم نامه، مرثيه، نوحه bylaws آيين نامه، آيين نامه و مقررات داخلي، قانون و مقررات فرعي byelaw ايين نامه، نظامنامه، قانون ويژه bylaw ايين نامه، نظامنامه، قانون ويژه gender tree شجره نامه، سلسه دودمان، نسب نامه escape chit امان نامه، اتيکت امان نامه