نجیب زاده معنی انگلیسی aristocrat baron blue-blooded gentle gentleman highborn noble nobleman patrician واژههای انگلیسی با این معنی patrician نجيب زاده، اعيان راده، شريف childe نجيب زاده blue blooded نجيب زاده . yonker نجيب زاده جوان، جوان سلحشور، نوجوان gentleman of fortune نجيب زاده حادثه جو. household troops هيئت محافظ پادشاه يا نجيب زاده، دسته محافظين. bashaw پاشا، نجيب زاده، اصيل. noblewoman اشرافي، نجيب زاده high-born اصيل، نجيب زاده well born اصيل، نجيب زاده wellborn نيکزاده، اصيل، نجيب زاده younker جوان اصيل آلماني، اصل زاده آلماني، نجيب زاده جوان grandee کسيکه ازخانواده بزرگ واصيل باشد، اصل زاده، نجيب