نخستین معنی انگلیسی first initial maiden original pirmary primal prime واژههای انگلیسی با این معنی initiatory نخستين، وابسته به نخستين مرحله، دخولي incipient نخستين، اولين، تازه initial نخستين، اول، اولين proto نخستين، بدوي، اصلي quadrages ima نخستين، ياچله روزه وپرهيزنصارا pristine نخستين، پيشين، قديمي chancre زخم نخستين، زخم کوفت، شانکر trivium دوره نخستين، علوم آزاد سه گانه protomartyr نخستين شهيد، سر سلسله شهدا first aid نخستين ياري، کمک مقدماتي incunabula نخستين دوره، مراحل اوليه incunabulum نخستين دوره، مراحل اوليه first cost بهاي نخستين، مايه initial stage طبقه نخستين primary drive سائق نخستين primary group گروه نخستين prime coat روکش نخستين initial movement نخستين اقدام، نهضت اول، پيشقدمي prototype نخستين نمونه، الگو، نسخه اصلي prototypical نخستين نمونه، الگو، نسخه اصلي initial expenses هزينه نخستين، هزينه ابتدائي primary treatment تصفيه نخستين، پاکسازي نخستين crossover تمرکز نخستين primary personality شخصيت نخستين