نرم نشدنی معنی انگلیسی inflexible واژههای انگلیسی با این معنی implacable نرم نشدني، سخت، کينه دار inexorable نرم نشدني، سخت، سنگدل unbending سخت، نرم نشدني، استوار relentless سخت دل، سنگدل، نرم نشدني irreconcilable وفق ناپذير، ناسازگار، جوورنشدني inexpiable بي کفاره، غير قابل کفاره، مرمت ناپذير inflexibly بطور خم نشدني، چنانکه نتوان نرم يا خم کرد، بطور غير قابل انحنا